مقدمه
عروج اسلام سیاسی و حمله بی سابقه آن به حقوق زنان ، و به قهقرا
راندن موقعیت زنان ، و به قهقهرا راندن موقعیت زنان در جوامع اسلام زده
بویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا ، یک بار دیگر مسئله رهایی زنان را بر
متن دوندهای سیاسی جاری در این جوامع طرح کرد و مستقیماً به وسط صحنه سیاسی
و اجتماعی راند.
در پرتو وضعیت سیاسی و اجتماعی جدید و متفاوت اواخر
قرت بیستم ، مباحث رهایی زنان دوباره طرح و نقد گردیده و در مرکز مجادلات
دورن جنبش بین المللی زنان و محافل آکادمیک و فرهنگی قرار گرفتند . توضاع و
احوال سیاسی و ایدئولوژیک جهانی ، تقابل دوبلوک شرق و غرب ، عروج
کنسرواتیسم که موج بدبینی و بی اطمینانی را طی دهه های هشتاد و نود قرن
بیست در جهان دامن زد ، همراه با موج برگشت خدا و مذهب در پوشش اسلام سیاسی
و ایدئولوژیک جهانی ، تقابل دو بلوک شرق و غرب ، عروج کنسرواتیسم که موج
بدبینی و بی اطمینانی را طی دهه های هشتاد و نود قرن بیست در جهان دامن زد ،
همراه با موج برگشت خدا و مذهب در پوشش اسلام سیاسی ، و اعلام پایان
کمونیسم و برابری طلبی در جهان همگی مهر خود را بر این مباحثات و مجادلات
کوبیدند. یکی از وجه مشخصه های فکری و نظری سه دهه گذشته ظهور تئوریهای پست
مدرنیستی ؛ نسبی گرایی فرهنگی و سیاست هویت بود که محافل آکادمیک و
کانونهای فکری و فرهنگی در جوامع غربی را اشباع کرد. این نظریه ها بخوبی در
خدمت توجیه اسلام و جنبشهای واپسگرای ناسیونالیستی و شرقزده در تعرض به
حقوق زنان قرار گرفتند. بدین ترتیب نه فقط وضعیت موجود زنان در جوامع اسلام
زده به قهقهرا رفت ، بلکه رهایی زنان حتی د عرصه تفکر و نظر نیز به محاق
بحران و تاریکی فرو رفت. این دوره بحق یکی از تاریک ترین دورانهای زندگی
معاصر زنان در خاورمیانه بوده است. از یک طرف زنان زیر لگد احکام اسلامی ،
سنگسار حجاب ، آپارتاید جنسی و فشار خفه کننده مرد سالاری و فرهنگ
واپسگرای شرقی پایمال می شدند ، و از سوی دیگر در عرصه نظری با توجیه اسلام
، ناسیونالیسم و فرهنگ و سنن ارتجاعی از جانب تئوریسینهای پست مدرنیسم ،
زنان فاقد حتی ابتدایی ترین حقوق انسانی شمرده شدند. سیاست ، قانون ، حقوق و
تئوری و آکادمی برای توجیه حمله وحشیانه و خونین اسلام و فرهنگ بومی و
شرقزده به زنان در خاورمیانه بسیج شدند. تئوریهای ارتجاعی پست مدرنیستی
مبتنی بر این هستند که اسلام و فرهنگ شرقی و مردسالار نافی حقوق زنان
نیستند ، حقوق زنان جهانشمول نیست و سکولاریسم و دولت سکولار پیش شرط رهایی
زنان نیستند . نظریه پردازان پست مدرنیست می کوشند مفاهیم و تئوریهای
مربوط به حقوق زنان را که یونیورسال و جهانشمول است بعنوان غربی و غیر قابل
انطباق با جوامع غیر غربی رد کنند . می گویند ایده های مربوط به حقوق و
برابری زنان اساسا نقشش این بوده که تهاجم غرب به فرهنگ و سنن بومی و خودی
را توجیه کند. می گویند مدرنیته ، حقوق جهانشمول انسان و حقوق جهانشمول
زنان محصول تکامل و پیشرفت جوامع غربی هستند و نمی شود آنها را با نیازهای
جوامعی که در آنها سنت ، اسلام و فرهنگ خودی حاکم است ، منطبق کرد.
در
ایران جنبش زنان یم واقعیت قدرتمند سیاسی و یک نیروی وسیع ضد اسلامی است که
با بیش از بیست سال مقاومت ، به یکی از ارکان سرنگونی رژیم اسلامی و تحول
جامعه به سمت سکولاریسم ، مدرنیسم ، تساوی طلبی و کنار زدن اسلام از زندگی
اجتماعی مردم تبدیل شده و نقش غیر قابل انکاری در طرد اسلام و سنت عقب
ماندگی در سایر جوامع خاورمیانه دارد. جنبش آزادی زنان در خاورمیانه از
این پتانسیل عظیم برخوردار است که بعنوان یک مساله حاد اجتماعی و یک پای
تحول و پیشرفت جامعه ، ارکان این جوامع و زندگی زنان و مردان را در آن به
تکان و لرزه در آورد. با تقویت جنبش زنان در خاورمیانه ،با تضعیف و کنار
زدن اسلام از زندگی اجتماعی مردم بویژه زنان ، بساط تئوریهای پست مدرنیسم
باج دهی به اسلام و فرهنگ واپسگرای شرقی نیز جارو خواهد شد.
تحولات بورژوایی ، مدرنیته و زنان در خاور میانه
مدیترانه
در بیان و توضیح نیروهای سیاسی جهانی به کار می رود که پس از عصر روشنگری
منشاء تحولاتی مانند انقلاب صنعتی در اروپا و آمریکای شمالی ، انقلابات
بورژوایی در غرب و تحولات سیاسی مانند انقلاب کبیر فرانسه شدند. مدیترانه
روبنای سیاسی ، فکری و فرهنگی کاپیتالیسم بود. روند مدیترانه مبتنی بر
مدرنیزاسیون ، تشکیل دولتهای ملی ، اشکال نوین قدرت و ساختار طبقاتی جدید
جامعه ، حقوق شهروندی ، دموکراسی ، جامعه مدنی ، برسمیت شناختن حقوق فردی و
مدنی ، رشد اقتصادی و انقلاب درسیستم ارتباطات و ساختار اداری جامعه بود.
سلطه کامل اقتصاد سرمایه داری در غرب در عین حال مبتنی بر توسعه
امپریالیستی و ظهور کلنیالیسم غرب در بخشهای وسیعی از دنیای غیر غرب
گردید.
در جوامع خاورمیانه در این دوره ، اشکال عقب مانده و ارتجاعی
تولید فئودالی متکی بر سلطنت ، اشرافیت و سلسله مراتب نظامی به حیات خود
ادامه می دادند. فلسفه رسمی اسلام همه نرمهای اجتماعی و حقوق و حدود و ثغور
زندگی کردم را تعیین می کرد.
برچسب ها:
رهایی زنان رونهای سیاسی خاورمیانه